اشعار کلاسیک و عارفانه
ای رفته و نام توست برخاک مزار من
آه از دلم برخاسته، آهم به آذر کشتهام
توضیح: بیانگر آتشی است که در دل از فراق مادر شعلهور است.
مادر! تویی بهار من و غنچههای من
من بی تو میروم ز چهرو بیقرار من؟
تو که بودی همهی هستی من
بی تو شد هستی من نیستیِ من
پاینجا بهشت کوچک مادر بزرگ است
اینجا دعا و حاجت دلها رواست
مادر! کنار قبر تو ای مهربانترین احساس
میکنم که هنوزم نگاه کنی
اشعار نو و ساده
رفتی و دنیا برای من تکراری شد
هرچه دیدم پس از تو، دیدنی نبود
توضیح: بیان بیرونقی جهان پس از رفتن مادر.
جای خالی تو ای مادر
با هیچ چیز پر نمیشود
آسمانی شدی و ما ماندیم با زمینیِ خاطرات تو
مادر! بیا که بی تو پریشانتر از همم
تنهاترین غریب جهانم… بیا… بیا…
اشعار با مضامین دینی
گلی چیده ز باغ مصطفی(ص)
شد به نزد فاطمه(س) زهرا رها
ای خاک بهشت برین آغوشت
گوهر ز صدف رفته به جوشت
اینجا قرار مادر زهرایی است
آرامگاه بانوی باصفایی است
مادر به جوار حق پناهنده شد و رفت
در سایه لطف ایزد یگانه شد و رفت
دلنوشتههای کوتاه برای سنگ مزار
· مادر جان! رفتنت باورکردنی نیست، بودنت فراموششدنی.
· اینجا پناهگاه امن من خفته است.
· اینجا کسی آرمیده که بهشت زیر قدمهایش بود.
· مادر! در دل من همیشه جاویدی، اگرچه در خاک آرمیدی.
· رفتی و یاد تو تا ابد در قلب ما ماندگار است.
· بهشت اینجا نیست… اینجا جای کسی است که بهشت زیر پای او بود.
رباعیات زیبا
مادر! تو چو مهتاب شب تار منی
در خلوت شب چراغ بیدار منی
با آنکه به خاک تیره آسوده خفی
همچون نفسم به سینه تکرار منی
مادر! دل من برای تو تنگ است
بی تو همه لحظههای من سنگ است
ندیدم در جهان بهتر ز مادر
سر و جانم همه بادا فدایت
مادر ای معنی ایثار، تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم از سر خط: مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه، تویی لایق ستودن
هر سال منم عبد عطایت مادر
خوشبخت شدم من از دعایت مادر
نوروز که قابلی ندارد بیبی
صد عید، الهی به فدایت مادر
کاش مرکز اهدای جوانی هم بود…
آنگاه تمام جوانیام را اهدا میکردم به آن زنی که:
تمام جوانیاش را پای من گذاشت.
شرمندهام مادر…
الهی من بمیرم جای مادر
به چشمانم بمالم پای مادر
به یاد لایلای بچگیها
منم با هیهیِ هیهای مادر
به یاد زحمت بسیار بابا
ببوسم دست بیهمتای مادر
کاش باشی و بتوان شامه پر کرد از بوی تو
ای شببوی شبهای بیبوی من
کجایی ای منِ من؟ کجایی ای من؟
بی تو این من تهی است، بیهیچ و پوچ…
مادرم
در نگاهت خستگی معنا نداشت
وسعت پاک تو را دریا نداشت
آه ای جاریتر از خورشید خوب
کاشکی هرگز نمیکردی غروب
دنیا ارزش پا کوبیدن به شکمت را نداشت
ببخش مرا مادر
مادر، من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم
زیر پای تو آرزوهایی بود
که به خاطر من از آن گذشتی
در آن دنیا حلالم کن
مرا ببخش مادر
مرا آن روز شادی بود در سر
که سر میبود بر زانوی مادر
چراغ خانه ما گشته خاموش
که مادر نیست اندر خانه دیگر
دم رفتن است باری نظری که تا ببینی
که چگونه خانه بی تو، به عزا نشسته مادر
زنم از دیده بر دل روی مادر
منم مست کمان ابروی مادر
گل از خجلت نقابی بر رخش زد
چو آمد عطر مشکینبوی مادر
شعلهای خاموش گشت و خانهای بینور شد
گوهر ارزندهای پنهان به خاک گور شد
مادر شایستهای زین عالم ناپایدار
روشن آن دیده که رویش میدید
قالب کلاسیک و عاطفی برای سنگ مزار
· باغی که پر از یاد تو شد، خاک من است.
· ای آسمانِ مهربانی، اینک زمینت.
· چشمی که چراغ خانه بود، خوابید اینک.
· خورشید خانه ما به افق پناه برد.
· مادری که دنیا را به پهلو خواباند.
· آه که چه تنها شد دلِ روزهای ما.
· نقش محبت تو ز دل جهان نرود.
قالب امروزی و موجز
· تو عطر همیشگی هوای این خانهای.
· هنوز در سکوت در، صدایت میآید.
· تو اولین کلمه دعاهای منی.
· پرونده عشقت همیشه گشوده باد.
· سفر به ابدیت، تنها سفر بیبازگشت تو.
· تو نفس زندگی بودی و اکنون نفس یادت.
· آسمان نزدیکتر شد با پرواز تو.
· دلم را از غمت مادر شکستی…
· یقین دارم در باغ بهشتی کنار حضرت زهرا نشستی.